راصد بزرگي بود كه به تدوين جدولهاي نجومي پرداخت. صاغاني برخي ابزارهاي نجومي اختراع و درست كرد. امراي ديلمي، مخصوصاً شرفالدوله، به نجوم علاقهٴ خاصي داشتند؛ شرفالدوله در بغداد رصدخانهٴ تازهاي بنا كرد. ابزارهاي اين رصدخانه را احتمالاً صاغاني ساخت، و كوهي رياضيدان بزرگ، مدير و ناظر بر كار اين منجمان بود.
بزرگترين منجمي كه در خدمت شرفالدوله به سر ميبرد، ابوالوفاي ايراني بود. درست است كه او كاملاً بدان عظمت نيست كه زماني تصور ميشد؛ او نوع ديگري از ناهمواري در حركت ماه (وارياسيون) را كشف نكرده، ولي اعتلاي مثلثات را به صورتي استادانه ادامه داده است. با در نظرگرفتن همهٴ اينها اعتبار ابوالوفا بيشتر مرهون كارهاي رياضي اوست، تا فعاليت نجومياش، ولي از آن لحاظ او را در اينجا ياد كردم كه در آن ايام مثلثات را شعبهاي از نجوم ميشمردند.
خجندي در ري به رصدهاي نجومي پرداخت. ابونصر متن عربي اُكَر منلاوس را اصلاح كرد و به مطالعه در مثلثات همت گماشت. مسلمة بن احمد زيج خوارزمي را تحرير و تهذيب كرد و شرحي بر
تسطيح الاكر بطليموس نوشت.
اخترگويان: مهمترين علماي احكام نجوم عبارت بودند از قبيصي در شام و ربيع بن زيد در اسپانيا؛ دومي مسيحي بود، واسقف قرطبه در زمان حكم ثاني.
مهمترين رياضيدان در غرب لاتيني ژِرْبِر بود (پاپ سيلوستر دوم). ژِرْبِر سالي چند را در اسپانياي مسيحي گذراند و ممكن است در آنجا با دانشمندان مسلمان در تماس بوده ؛ به هر حال او نخستين مسيحي است كه شرحي در باب ارقام ((غُبار)) داده (بدون صفر). آبوي فلوري شرحي بر كتاب حساب ويكتوريوس نوشت. هروسويتا چهار عدد تام اولي را ميشناخت. رسالهاي در احكام نجوم از همان ايام كه به ((الكندروسْ)) نامي نسبت داده شده، از آن لحاظ بسيار جالب است كه از نخستين آثار لاتيني مأخوذ از منابع عربي و عبري است. اين رساله اثري بسيار خام، ولي از آن لحاظ در خور توجه است كه پيش آهنگ تودهٴ عظيمي از آثار لاتيني است كه از طريق آنها دانش اسلامي تدريجاً به اروپاي مسيحي نفوذ كرد. هلپريك بنديكتي سويسي احتمالاً در همان زمان رسالهاي راجع به تقويم نوشت. خوزفوس فرزانه كه در اسپانيا ميزيست، رسالهاي در ضرب و تقسيم تأليف كرده، كه ژربر دوبار از آن نقل قول ميكند. مقارن اواخر قرن، هريگر لوبهاي رسالهاي در باب چرتكهٴ حساب نوشت كه موجب تقويت نهضت ژربري شد و تعالي رياضيات را تسريع كرد.
چانگ -- سسوهسون يك كرهٴ سماوي ساخت كه به وسيلهٴ سقوط جيوه گردش ميكرد (؟).
آبه سئيمئي رسم چيني مربوط به تغيير نام هر عصر در سال اول و پنجاه و هشتم هر قرن شصت ساله را در ژاپن معمول كرد.